السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
127
جواهر البلاغة ( فارسى )
تنبيهات الف - كما يكون هذا المجاز فى الاسناد يقع فى النّسبة الإضافية نحو جرى الأنهار و غراب البين و مكر اللّيل فنسبة الجرى إلى الأنهار مجاز علاقته المكانية و نسبة البين إلى الغراب ، مجاز علاقته السّببيّة و نسبة المكر إلى اللّيل مجاز ، علاقته الزّمانّية . يادآورىها الف - همانگونه كه اين مجاز در اسناد واقع مىشود در نسبت اضافى نيز واقع مىشود ، مانند : « جرى الأنهار » ( جارى شدن رودها ) و « غراب البين » ( زاغ جدايى ) و « مكر الليل » ( نيرنگ شب ) . نسبت جريان داشتن به رودخانهها مجاز و علاقهء آن مكانيّت است ، و نسبت جدايى به غراب مجاز و علاقهء آن سببيّت است ، و نسبت مكر به شب مجاز و علاقهء آن زمانيّت است . توضيح : در مثال « جرى الانهار » « جرى » به « انهار » اضافه شده است با اينكه بايد به « ماء » اضافه شود . در زبان عربى به جغد و بوم « غراب البين » مىگويند . مىپندارند آن مرغ شومى است كه وجودش جدايىآفرين است . ازاينرو به زعم آنان جغد سبب مرگ ، طلاق و جدايى مىگردد . براساس اين پندار ، نسبت جدايى به غراب نسبت اضافى است چون جدايى را واقعا بايد به مرگ ، طلاق و مانند آن نسبت داد . علاقهء اين مجاز سببيّت است . و « مكر الليل » شب ، ظرف زمانى براى نيرنگ است نه فاعل نيرنگ . بنابراين مكر بايد به ماكر و مانند اينها اضافه شود نه به ليل . و در فارسى مانند نسبتهاى اضافى مجازى در اين اشعار حافظ : بياور مى كه نتوان شد ز مكر آسمان * ايمن به لعب زهره چنگى و مريخ سلح شورش و يا : كجا روم جكنم چاره از كجا جويم * كه گشتهام ز غم و جور روزگار ملول و يا : ده روزه مهر گردون ، افسانه است و افسون * نيكى به جاى ياران ، فرصت شمار يارا